محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1164
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
جفاف و خشكى نمىآورد و فى الجمله غذا ميدهد بدن را و اين خاصيّت نيز در هيچيك از ادويه نيست و لهذا اطبّا اين را لا عديل كفتهاند و بالجمله ماء الجبن حار در درجهء اولى و رطب در دويم و جاذب لذع و غسال و منضج و مسهل برفق و مفتح و مدر و مسكن و مطفى حرارت است و جهة علل حاره و سوداويه و التهاب و ماليخوليا و جذام و داء الفيل و احتراقات اخلاط و حرقة البول و ضعف كرده و حصاة متولد در آن و حصاة مثانه و قروح حديثه و قديمه در هر عضو كه باشد و شقيقه و شرى و ظلمت بصر و انصباب مواد بسوى چشم و پلك آن و استسقا و حرارت كبد و نحافت بدن و جرب و حكه و كلف نافعست شربا و طلاء آن جهت جرب و حكه و كلف و اثار جلد مفيد و هرگاه جهة قروح مثانه استعمال نمايند بايد كه نمك داخل ننمايند فائدهء سيّم در بيان اوقات استعمال و مقدار شرب آن بدانكه بهترين اوقات استعمال آن زمان اعتدال هوا است در كيفيات اربعه از حرارت و برودت و رطوبت و يبوست يعنى بايد كه در آن وقت هيچ يك از كيفيات اربعه بر هوا غالب نباشد بر ديكرى و ليكن خوف غائلهء كه از استعمال ادويهء مسهلهء ديكر و ادويهء قويه مثل چوب چينى و عشبهء مغربيه در كرما است در اين نيست و مقدار شربت آن بحسب امزجه و امراض و اوقات مختلف و متفاوتست و بالجمله ادنى مقدار شربت آن هفتاد درم است كه تخمينا به حساب هندى هفده و نيم توله و هر توله دوازده ماشه و هر ماشه هشت رتى تخم كل چاندنى كه معمول بنكاله است و مىشود به حساب درم طبى بيست توله و كسرى و متوسّط آن يك رطل و اعلا كه صاحبان امزجهء قويه و ابدان و رحيبه توانند استعمال نمود تا سه رطل و زياده نيز تجويز كردهاند و تا نه رطل نيز كفتهاند و ليكن بتدريج و دفعات چنانچه بتفصيل ان شاء اللّه تعالى در ضمن نسخ آن بيان كرده خواهد شد كه از چه مقدار شروع نمايند و آن مقدار معين را هر روز شير كرم كرده بسه دفعه بنوشند و فاصلهء ما بين هر دفعهء را بعضى يك ساعت كامل كفتهاند و بعضى كفته كه نيم ساعت كافى است و اكر تا دو ساعت فاصله دهند احوط است تا بر معده ثقيل نشود و بر طبع كرانى ننمايد و بعد هر مرتبه چند قدم راه روند نه بسرعت و بطوى بسيار و مقدار مشى را صد قدم مقرر كردهاند و بالجمله هريك از اينها موقوف براى طبيب حاذق است كه موافق هر شخص و هر مزاج آنچه مناسب داند به عمل اورد و اكر در اين محتاج بتنقيه باشند اولا قبل از شروع تنقيه نموده بعد از آن شروع نمايند زيرا كه در امتلاى بدان نبايد استعمال نمود تا مضرت نرساند فائده چهارم در بيان انواع ماء الجبن بدانكه ماء الجبن را سه نوع ترتيب مىدهند [ نوع اوّل آنست كه از سكنجبين سازند ] نوع اوّل آنست كه از سكنجبين سازند بدين قسم كه شير تازه دوشيدهء از هر حيوان كه خواهند بكيرند و در ظرف سنكى يا سفالى يا نقره يا مس تازه قلعى كرده نمايند و در عين جوش مثلا اكر شير دو رطل باشد سكنجبين صادق الحموضة ثلث رطل در آن ريزند و اكر سكنجبين بسيار ترش نباشد قدرى سركهء انكورى يا آبغوره يا آب ليمو هركدام كه خواهند و مناسب باشد نيز اضافه نمايند تا شير زود بريده شود و بعضى از اطبا پانزده مثقال سكنجبين و يك مثقال سركه در آن مقدار از شير كافى دانستهاند و بعضى مقدار سركه را از يك مثقال زياده نوشتهاند بالجمله آن مقدار بايد كه شير خوب بريده كردد يعنى اجزاى جبنيت آن از ماست جدا شود و طافى بر سر آن آيد و مختلط بمائيت نباشد و در حين طبخ بايد اطراف سر ديك را بپارچهء كرباس پاكى كه آب تر نموده باشند ميماليده باشند تا ماء الجبن نسوزد و نيز بايد كه دايم برهم ميزده باشند بهترين آلات جهة تحريك آن چوب انجير تر است كه پوست آن را جدا كرده سر آن را مرضوض نموده يعنى نيم كوفته باشند تا بنوعيت و لبنيت كه در آن چوب است مستخرج شده در ماء الجبن داخل كردد معين بر قوت اسهال آن شود و اكر چوب انجير بدست نيايد از چوب خرما برهم زنند اكر غرض تليين طبيعت نباشد بلكه ترطيب بدن بود به چوب بيد برهم زنند چون شير نيكو بريده شود از آتش فرود اورند پس اكر مقصود آن باشد كه در ماء الجبن اجزاى دهنيّت زياده باشد هنوز اندك كرمى داشته باشد كه در پياله بيندازند بدين قسم كه در پارچهء كرباس صفيقى بيندازند و بياويزند و در زير آن ظرف چينى يا شيشه يا سفال لعابدار كذارند تا مائيت آن تمام متقاطر شود و چيزى از جبنيت با آن نيايد و اكر خواهند كه اصلا در آن دسومت نباشد بكذارند تا خوب سرد شود پس به همان دستور آب آن را بكيرند بعضى بعد طبخ و بريده شدن تمام شب ميكذارند و صبح آب آن را ميكيرند و اكر هوا كرم باشد ظرف شير را در آب سرد بكذارند اكر هوا بسيار كرم باشد نيز پارچهء كرباس پاك صفيقى بر سر آن ظرف بسته تحت السّماء بكذارند تا فاسد نكردد بالجمله چون آب صافى آن را كرفتند در يك رطل آن يك مثقال نمك اندرانى سوده داخل نموده باز بر آتش بكذارند تا كف آيد كف آن را بكيرند و چون ديكر كف نياورد صاف نموده شير كرم بطريق مذكور بسه دفعه بنوشند تنها و يا با آنچه مناسب باشد بعضى نمك داخل مينمايند و جهت قروح و جروح آلات بول بىنمك خوبست اين نوع ماء الجبن يعنى مصنوع با سكنجبين جهة اخراج مواد محترقه و ترطيب و تبريد بدن و تفتيح سدهء كبد و مراره و طحال و دفع يرقان و قروح و جروح و جرب و شرى و كلف و جلاى ظلمت بصر مفيد و سودمند است و مخترع اين نوع كه شير را بعد از بريدن تمام شب كذاشته و صبح آب آن را كرفته رازى است كه در كتاب خود فاخر نوشته و ملا نفيس در شرح اسباب نيز نقل كرده [ نوع دويّم آنست كه از انفحه مرتب نمايند ] نوع دويّم آنست كه از انفحه مرتب نمايند و انفحهء بالف و نون و فا و حاى مهمله و بخاى معجمه نيز امده و ها در اخر فارسى پنيرمايه و بهندى چسته نامند دستور ساختن آن بطور صاحب كامل الصناعه چنين است كه بكيرند دو رطل شير تازه دوشيده را و نيم درم پنير مايهء تازه غير فاسد شده در آن حل نمايند و بجوشانند و از چوب انجير موصوف حركت دهند و از آتش فرود اورند تا سرد كردد به همان دستور در كرباس اندازند و آب صافى آن را بكيرند و بدستور مقرر بياشامند بىانكه نمك در آن داخل نمايند و باز بجوشانند و اين نوع ماء الجبن در تبريد و ترطيب بدن ابلغ و انفع است از نوع اول جهة خالص بودن آن از نمك خصوص وقتى كه با اشربهء مناسبهء موافقه بنوشند و در ابتدا طبع را نرم ميدارد و بعد تمادى ايام و الف طبيعت بدان تمام آن مصروف بغذائيت مىشود و اين هنكام اسهال نمىنمايد و بدن را فربه ميسازد خصوص اشخاص را كه خون بدن ايشان آنست كه با وجود كثرت اكل غذا ابدان ايشان فربه نميشود ثابت بن قره و قلانسى كفتهاند كه بكيرند شير بز تازه دوشيده دو رطل و بجوشانند و انفحهء تازه جدى در آن حل نمايند و بكذارند تا شير بسته شود پس آن شير بسته را از طول و عرض با كارد ببرند و دو دانك نمك سفيد را بسيار نرم سوده بران بپاشند و بكذارند تا پنير جدا كردد پس آب آن را به همان دستور نوع اول بكيرند و سه اوقيه سكنجبين بان بياميزند و باز بر آتش بكذارند تا قريب به جوش آيد و برهم ميزده باشند پس صاف كرده آنچه مناسب باشد بنوشند و امين الدوله كفته كه هر روز پنج رطل شير تازه دوشيده بكيرند و كرم كنند و يك درم انفحهء تازه در آن حل نمايند و بكذارند تا ببندد پس بكارد چوبى در آن خطوط كشند طولا و عرضا و دو درم نمك اندرانى بسيار نرم سائيده بران بپاشند و بكذارند تا آب شود و آب آن را به همان دستور از آن بكيرند و در يك رطل و نيم از آن يك اوقيه سكنجبين از آن بياميزند و باتش ملايم طبخ نمايند و كف آن را بكيرند تا ديكر كف نياورد و تمام لوز يعنى جبنيت آن از مائيت جدا شود پس صاف كرده بنوشند بطريق مقرر و بيان لوز مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى [ نوع سيّم آنست كه از لب قرطم مرتب نمايند ] نوع سيّم آنست كه از لب قرطم مرتب نمايند و آن چنانست كه بكيرند شير تازه دوشيده را و بجوشانند و در دو رطل آن دو اوقيه مغز قرطم كه مغز تخم كافشه و خسكدانه نيز نامند و نرم بكوبند و در آن بيندازند و به چوب انجير و يا به اطراف شاخ خرما برهم زنند تا شير بريده كردد پس فرود اورند و بكذارند تا سرد شود و آب آن را به همان دستور بكيرند و با دو درم نمك هندى بجوشانند و كف آن را بكيرند و باز صاف نمايند و با سفوف و يا ادويهء مناسبهء ديكر بياشامند و بهتر آنست كه شير را اولا قدرى جوش دهند و در اين جوش به چوب انجير برهم ميزده باشند و اكر براى امراض سوداوى يك توله كه سه مثقال صيرفى است افتيمون در صرّه بسته در بين جوش نيز در آن شير اندازند و چون مقدار ثمن شير با هر مقدار كه خواهند كم كردد فرود آورده بكذارند كه كرمى آن كم كردد